تبلیغات
دانلود تحقیق رایگان - مکالمات روزمره ...
 
دانلود تحقیق رایگان
خلیج فارس ایران
درباره وبلاگ


دانلود انواع پروژه ها و پایان نامه های دانشجویی،دانلود پاورپوینت دروس ابتدایی.دبیرستان و کلیه رشته های مختلف در مقاطع دانشگاهی،آخرین اخبار استخدامی کشور،دانلود فیلم جدید رایگان،آموزش حرفه ای زبان انگلیسی و...

مدیر وبلاگ : . نوروزی
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما کدام یک بهترین مربی جهان هستند؟








سه شنبه 17 شهریور 1394 :: نویسنده : . نوروزی
برای دیدن مکالمات حیاتی و روزمره انگلیسی لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید...

1          

آب و هوای اصفهان چه چوریه؟

(مثل چیه؟ like یعنی مثل)

What’s the weather like in Isfahan?

2          

آپارتمان در منطقه ناامنی از شهر واقع شده بود.

The apartment was in a dangerous neighborhood.

3          

آدم باید سعی کند دروغ نگوید

One should try not to tell a lie.

4          

آسانسور خراب است

باید از پله­ها برویم

The elevator is out of order

We have to take the stairs

5          

آسمان دارد صاف می­شود

(ابرها دارند کنار می­روند)

The clouds are lifting.

6          

آشپزی بلدی؟

رانندگی – تایپ کردن – اتوکشیدن ... بلدی؟

Can you cook?

Drive, type, iron

7          

آلودگی هوای تهران جدیه

Air pollution in Tehran is serious.

8          

آنرا کجا گذاشتی؟

Where did you put it?

9          

آنها برای کار اینجا بودند .

They were here on business.

10       

آنها به تعطیلات رفته­اند

تلفن­شان روی پیغام­گیر است

خب براشون پیغام بذار

They are on vacation.

The answering machine is on.

Well, leave a message.

11       

آنها به خوبی، با سرعت، سخت کوشانه و به دقت کار می کردند

They worked well, fast, hard and carefully.

12       

آنها خیلی زود به خانه برخواهند برگشت.

They will come back home very soon.

13       

آنها روز شنبه مغازه ها را خواهند بست.

They’ll close the shops on Saturday.

14       

آنها ممکن است هفته­ی آینده به اینجا بیایند.

They may come here next week.

15       

آهان فهمیدم، بین خودمون باشه، بعدا می بینمت

Oh, I see. Just between us.   See you.

16       

آیا آنها پارسال برای تعطیلات به اینجا نیامده بودند؟

Weren’t they here on vacation last year?

17       

آیا آنها پدر، مادر تو هستند؟

آره، این عکس را در مشهد از آنها گرفتم

Are they your parents?

Yes I look this picture of them in Mashhad.

18       

آیا امشب می توانی به منزل دوست من بیایی؟

Can you come to my friend’s house tonight?

19       

آیا او به همه سئوالات پاسخ داد؟

Did he answer all the questions?

20       

آیا او را میشناسی؟ .... نه گمان نمی کنم

Do you know him? … No, I don’t think so.

21       

آیا باید همین جا بپردازم؟

Should I pay here?

22       

آیا خیلی دور است؟

نه فقط دو دقیقه پیاده راه است

Is it far?

No. it’s only two minutes’ walk.

23       

آیا دوست داری برای خودت در آینده هدف مشخص کنی؟

Do you like to set goals for yourself in future?              غروب کردن، تعیین کردن

24       

آیا شماها دیشب در مسجد نبودید؟

Weren’t you at the mosque last night?

25       

آیا علی نزدیک پنجره ایستاده بود؟ (در حال ایستادن بود؟)

Was Ali standing near the window?

26       

آیا کلید درب اصلی را دارید؟

Do you have the key of the main door?

27       

آیا کلید درب اصلی را دارید؟

Do you have main door key?

28       

آیا مربی خوبی است؟ ... امیدوارم اینطور باشد.

Is he a good coach? …. I hope so.

29       

آیا هیچ روغنی در بطری هست؟

Is there any oil in the bottle?

30       

آیروبیک خیلی بین جوونا رایج شده.

(جا افتاده)

Aerobics are popular with teens.

31       

اتاق به هم ریخته است

بیا اون رو مرتب کنیم

The room is untidy.

Let’s tidy it.

32       

اتاق گرفتن در هتل محدودیت سنی نداره

Hostels don’t have any age requirements.

Hostel = نوعی هتل ارازن قیمت

33       

اتاقتون در طبقه اوله

این هم کلید شما

(در طبقه دومه – سومه – چهارمه)

Your room is on the first floor.

Here is your key.

(on the second floor, third, fourth)

Floor = طبقه ساختمان، کف اتاق

34       

اتو خرابه (مشکل داره)

تلویزیون - کامپیوتر - یخچال

There is something wrong with the iron.   TV – computer - Fridge

35       

اتومبیلتون ایراد داره

فکر کنم باطری ماشینتون خرابه

Something is wrong with your car.

I guess your car battery is dead.

Is wrong with = ایراد داشتن، عیب پیدا کردن

36       

اجازه بدهید ببینم او اینجاست یا نه.

Let me see if he is here or not.

37       

اجازه بدهید یک نگاهی به لیست نمره ها بیندازم

Let me have a look at the mark list.

38       

اجازه ندید برای شما این اتفاق بیفته

Don’t let this happen to you.

39       

احوالت چطوره ؟

اوضاعت چطوره؟

How is everything with you?

How is it going on?

40       

ارزانترین راه مسافرت هوایی مسافرت به عنوان کوریر است

The cheapest way to fly is as a courier. = پیک، قاصد

41       

از این شانسی که بهش رو کرده خوشحال بود

(از این خرید – از این نمره­ها و...)

She was happy about this chance.

(this purchase, these scores, …)

42       

از اینکه پررو و بی­ادب باشم بدم میاد

(از آدمهای پررو و بی ادب بدم میاد)

I hate to be rude.

43       

از چی ساخته شده است؟ (جنسش چیه؟)

What is it made of?

44       

از خونواده­ت بگو، داداشت بچه داره؟

Tell me about your family,

Does your brother have any children?

45       

از دسترس بچه ها دور نگه دارید

Keep out of reach of children.

46       

از شنیدنش خیلی متاسف شدم.

I am so sorry to hear that.

47       

از عهده من خارج است (از دست من کاری برنمی­آید)

This is out of my hand.

48       

از نور مستقیم، رطوبت و از یخ زدگی محافظت شود.

Protect from direct light, humidity and freezing.

49       

از یکی بخواه کمکت کنه

Ask someone to help you.

50       

اسم فامیلیتو چطور تلفظ می­کنی؟

How do you pronounce your last name?

51       

اسم گربه­شون رکسه

ما اسم طوطی­مان را چی بگذاریم

Their cat’s name is Rex.

What do we call our parrot?

52       

اسم مدرسه پسرش کمیل است

اسم مدرسه دخترش رازی است

His son’s school’s name is Komeil.

His daughter’s school’s name is Razi.

53       

اسمش چیه؟ (مذکر)

اسمش چیه؟ (مونث)

اسمهاشون چیه؟

What is his name?

What is her name?

What are their names?

54       

اسمش یادت هست؟

نه خاطرم نیست

آره، یادمه

Do you remember his name?

No, I don’t.

Yes, I do.

55       

اشکالی نداره از تلفن استفاده کنیم؟

Is it ok if I use the phone?

56       

اصلیتم از آرژانتینه

ولی در برزیل به دنیا اومدم

I’m originally from Argentina.

But I was born in Brazil.

57       

اطراف خونه ما سر و صدا خیلی زیاده

There is a lot of noise in my neighborhood.

58       

اطلاعات ما ناچیز است

We have only bits and pieces of information.

59       

اکثر بعدازظهرها رو تنها، جلوی تلویزیون میگذرونه

He is spending most afternoons by himself in front of the TV.

60       

اگر باران ببارد خیس خواهی شد

If it rains, you’ll get wet.

61       

اگر فرصتی پیدا کنم برایت انجامش میدهم

If I get a chance, I’ll do it for you.

62       

اگر لباسهام اندازه­م نشه

باید لباسهای نو بخرم

If my clothes don’t fit

I’ll have to buy new ones.

Cloth = پارچه، به شکل جمع به معنی لباس

63       

اگه چیزی لازم داشتی

حتما خبرم کن

Let me know if you need something.

64       

اگه کاری از دست من برمیاد بگو

Let me know if there is anything I can do.

65       

امروز بینهایت گرمه

It is scorcher today.

66       

امروز چند نفر غایب هستند؟ فقط یک چندتایی

How many students are there absent today? Only a few.

67       

امروز چندشنبه است؟ امروز دوشنبه است

What day is it today?

What day is it? It is Monday.

68       

امروز چندم است؟

هشتم ژانویه است (18 دیماه)

What date is it?

What is the date today?

It’s January eighth.

69       

امروز چندم است؟ .... هشتم است.

What date is today? ….. It is the eighth.

70       

امروز حالشو ندارم

I’m not really in the mood for it today.

71       

امروز صبح کجا داشتید می رفتید؟

Where were you going this morning?

72       

امروز صبح، دیدمش

I saw him this morning

73       

امروز صبحونه نخوردی؟

Did you skip breakfast this morning?

Skip:پریدن، از زیر کاری دررفتن، جیم شدن

74       

امروز قیمتها سربه فلک کشیدند

(از سقف رد شده)

Today the prices are through the roof.

Through = از میان، از بین

 

75       

امشب برف خواهد بارید.

It will snow tonight = It’ll snow tonight.

76       

امشب تلویزیون یه فیلم خوب داره

There is a great movie on TV tonight.

77       

امشب چه تئاتری روی صحنه است؟

What is playing tonight?

78       

امکان دارد فردا او را ببینم.

I may see him tomorrow.

79       

امیدوارم، بله فکر میکنم، نه گمان نمی کنم.

No, I don’t think so. Yes, I think so, I hope so.

80       

امیر مشغول شنا در استخر نبود.

Amir was not swimming in the pool.

81       

الان از ماشین جلویی سبقت میگیرم

I’m going to pass the car in front of us

82       

الان غش می­کنم. از گرسنگی، از ترس

I’m going to faint.

83       

انتظار داشتم خیلی بهتر از اینها بشه

I expected this to be so much better.

84       

انسان باید بدهی هایش را بدهد. (صفت ملکی برای انسان his)

One should pay his debts.

85       

او 21 سالشه

از تو بزرگتره

خب که چی

He is twenty one years old.

He is older than you.

So what?

86       

او از ساعت 8 تا 10 در حال شستن و تمیز کردن اتومبیلش بود.

He was washing and cleaning his car from eight to ten.

87       

او بازنشسته است

او بازنشسته شده است

He is retired.

He got retired.

88       

او براحتی می تواند این مسایل را حل کند.

He can easily solve these problems.

89       

او برادر بزرگ شماست، باید به او احترام بگذارید

He is your older brother so you should respect him.

90       

او به ندرت اینجا می آید

She seldom comes here.

91       

او به همه سئوالات به درستی پاسخ نداد.

He didn’t answer all the questions correctly.

92       

او به همه سئوالات درست پاسخ داد.

He answered all the questions correctly.

93       

او پریروز کتابهای زیادی فروخت.

He sold a lot of books the day before yesterday.

94       

او چطور آدمی است؟ (برای شخصیت و اخلاق)

What is he like?

95       

او خیلی خجالتی است

پرروست

خودخواه است

او خیلی بامزه (باحال) است

او خیلی قد بلند است

He is very shy

He is rude

He is vain

He is very cute

He is very tall

96       

او خیلی عصبی است

He is very nervous.

97       

او در حال خواندن درس سه بود.

She was reading the lesson three.

98       

او در حال لاغرشدن است و من در حال چاق شدن.

He is getting thin and I am getting fat.

99       

او دو روز پیش فوت کرد.

She passed away two days ago.

100    

او دیروز سرکار نبود.

He wasn’t at work yesterday.

101    

او راننده ای خوب، آهسته و با احتیاط است.

He is a good, slow and careful driver.

102    

او راننده با احتیاطی است. او همیشه با احتیاط رانندگی میکند.

He is a careful driver. He always drives carefully.

103    

او راننده بی احتیاطی بود. او همیشه بی احتیاطانه رانندگی میکرد

He was a careless driver. He always drove carelessly.

104    

او راننده سریعی بود (صفت) او با سرعت رانندگی میکرد (قید)

He was a fast driver. He drove fast.

105    

او کارگر سخت کوشی بود. (صفت) او سخت کار میکرد (قید)

He was a hard worker. He worked hard.

106    

او مشغول بریدن درخت ها بود.

He was cutting the trees.

107    

او مکزیکی است

ایرانی است

انگلیسی است

برزیلی است

آفریقایی است

He is Mexican

He is Iranian

He is British

He is Brazilian

He is African

108    

او ممکن است مشکل یادگیری داشته باشه

He might have learning difficulties.

Might = mayگذشته

109    

او نابیناست، اما مسئله­های سخت ریاضی رو ذهنی حل می­کنه.

She is blind, but she solves difficult math problems in her head!

110    

او هفته پیش یک نامه برای ما نوشت

He wrote a letter to us last week.

111    

او همیشه دیر به مدرسه می­آید.

He always comes to school late.

112    

او هیچ چیز نگفت (فعل مثبت و مفوم منفی)

He said nothing

113    

او یک روز درمیان به من انگلیسی یاد میداد

He taught me English every other day.

114    

اوضاعم خیلی روبراهه (یک اصطلاح)

I am doing really well?

115    

اون اتوبوس ماست که داره میاد؟

Is that our bus coming?

116    

اون از گربه میترسه

She is afraid of cats.

Afraid = نگران، متاسف، ترسیده

I am afraid = متاسفانه، متاسفم

(be) afraid of = ترسیده از

117    

اون باعث یک جرو بحث بدی شد

It caused a terrible argument.

118    

اون به نصیحتهای من گوش نمیده

He doesn’t listen to my advice.

119    

اون بین 20 تا 30 سالشه.

He is in his twenties.

Twenties = دهه بیست

120    

اون تقریبا کوتاه قده، نسبتا کوتاه قده

(نسبتا به سمت منفی fairly)

She is fairly short.

121    

اون تمام پول و کارتهای اعتباری­اش رو گم کرد

He lost all his money and credit cards.

122    

اون در سن هشت سالگی

اولین نمایشگاه هنری رو داشت

At 8 she had her first art exhibition.

123    

اون در فیلم­سازی تحصیل کرد

(در نمایش، در فلسفه در اقتصاد و ...)

She majored in film.

(drama – philosophy – economics ,…)

Major = تحصیل کردن، رشته تحصیلی، اصلی

124    

اون دقیقا ته سالنه

It’s right down the hall.

125    

اون دوستهای عجیب و غریبی داره

She has strange friends.

126    

اون دهن لقه

زبونتو گاز بگیر

She has a big mouth.

Bite your tongue.

Bite = گاز گرفتن، ناخن جویدن

127    

اون رو از آب دور نگه دارید

مایعات روی اون نریزید

Keep it away from water.

Don’t spill drinks on it.

128    

اون زن، کیست؟

اون یارو کیه؟

Who is that woman?

Who is that guy?





نوع مطلب : دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1396 06:47 ب.ظ
It's truly very complicated in this full of activity life to listen news on Television,
thus I just use the web for that reason, and take the most up-to-date information.
یکشنبه 4 تیر 1396 09:21 ق.ظ
Wonderful blog! I found it while surfing around on Yahoo News.

Do you have any tips on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!
Thanks
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:15 ب.ظ
Unquestionably consider that which you said. Your favorite reason seemed to be at the web the easiest factor to
be aware of. I say to you, I certainly get annoyed whilst
folks consider worries that they just don't recognize about.
You managed to hit the nail upon the highest as well as outlined out the entire
thing with no need side-effects , folks could take a signal.
Will likely be again to get more. Thanks
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 10:51 ق.ظ
At this time it sounds like Wordpress is the best blogging platform available
right now. (from what I've read) Is that what you are using on your blog?
سه شنبه 17 شهریور 1394 05:19 ب.ظ
با ثبت وبلاگ خود در بزرگترین بانک وبلاگ های ایرانی بازدید خود را چندین برابر کنید..
سه شنبه 17 شهریور 1394 03:08 ب.ظ
سلام مهربون مطالب وبلاگت خیلی دوست داشتم ولی متاسفانه مطالب خوشگلت تو وبلاگ های دیگر هم دیدم اگه می خوای کسی نتونه از مطالبت کپی کنه به وب سایت من سر بزن که کنترل فضای وبلاگت از این به بعد در اختیار خودته
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • رتبه وبلاگ در ایران : 154