تبلیغات
دانلود تحقیق رایگان - مکالمات روزمره و ضروری انگلیسی
 
دانلود تحقیق رایگان
خلیج فارس ایران
درباره وبلاگ


دانلود انواع پروژه ها و پایان نامه های دانشجویی،دانلود پاورپوینت دروس ابتدایی.دبیرستان و کلیه رشته های مختلف در مقاطع دانشگاهی،آخرین اخبار استخدامی کشور،دانلود فیلم جدید رایگان،آموزش حرفه ای زبان انگلیسی و...

مدیر وبلاگ : . نوروزی
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما کدام یک بهترین مربی جهان هستند؟








سه شنبه 17 شهریور 1394 :: نویسنده : . نوروزی
برای دیدن بخش دوم مکالمات روزمره زبان لطفا به ادامه مطلب مراجه کنید...

    

او دیروز سرکار نبود.

He wasn’t at work yesterday.

101    

او راننده ای خوب، آهسته و با احتیاط است.

He is a good, slow and careful driver.

102    

او راننده با احتیاطی است. او همیشه با احتیاط رانندگی میکند.

He is a careful driver. He always drives carefully.

103    

او راننده بی احتیاطی بود. او همیشه بی احتیاطانه رانندگی میکرد

He was a careless driver. He always drove carelessly.

104    

او راننده سریعی بود (صفت) او با سرعت رانندگی میکرد (قید)

He was a fast driver. He drove fast.

105    

او کارگر سخت کوشی بود. (صفت) او سخت کار میکرد (قید)

He was a hard worker. He worked hard.

106    

او مشغول بریدن درخت ها بود.

He was cutting the trees.

107    

او مکزیکی است

ایرانی است

انگلیسی است

برزیلی است

آفریقایی است

He is Mexican

He is Iranian

He is British

He is Brazilian

He is African

108    

او ممکن است مشکل یادگیری داشته باشه

He might have learning difficulties.

Might = mayگذشته

109    

او نابیناست، اما مسئله­های سخت ریاضی رو ذهنی حل می­کنه.

She is blind, but she solves difficult math problems in her head!

110    

او هفته پیش یک نامه برای ما نوشت

He wrote a letter to us last week.

111    

او همیشه دیر به مدرسه می­آید.

He always comes to school late.

112    

او هیچ چیز نگفت (فعل مثبت و مفوم منفی)

He said nothing

113    

او یک روز درمیان به من انگلیسی یاد میداد

He taught me English every other day.

114    

اوضاعم خیلی روبراهه (یک اصطلاح)

I am doing really well?

115    

اون اتوبوس ماست که داره میاد؟

Is that our bus coming?

116    

اون از گربه میترسه

She is afraid of cats.

Afraid = نگران، متاسف، ترسیده

I am afraid = متاسفانه، متاسفم

(be) afraid of = ترسیده از

117    

اون باعث یک جرو بحث بدی شد

It caused a terrible argument.

118    

اون به نصیحتهای من گوش نمیده

He doesn’t listen to my advice.

119    

اون بین 20 تا 30 سالشه.

He is in his twenties.

Twenties = دهه بیست

120    

اون تقریبا کوتاه قده، نسبتا کوتاه قده

(نسبتا به سمت منفی fairly)

She is fairly short.

121    

اون تمام پول و کارتهای اعتباری­اش رو گم کرد

He lost all his money and credit cards.

122    

اون در سن هشت سالگی

اولین نمایشگاه هنری رو داشت

At 8 she had her first art exhibition.

123    

اون در فیلم­سازی تحصیل کرد

(در نمایش، در فلسفه در اقتصاد و ...)

She majored in film.

(drama – philosophy – economics ,…)

Major = تحصیل کردن، رشته تحصیلی، اصلی

124    

اون دقیقا ته سالنه

It’s right down the hall.

125    

اون دوستهای عجیب و غریبی داره

She has strange friends.

126    

اون دهن لقه

زبونتو گاز بگیر

She has a big mouth.

Bite your tongue.

Bite = گاز گرفتن، ناخن جویدن

127    

اون رو از آب دور نگه دارید

مایعات روی اون نریزید

Keep it away from water.

Don’t spill drinks on it.

128    

اون زن، کیست؟

اون یارو کیه؟

Who is that woman?

Who is that guy?

129    

اون زنشه

او شوهرشه

She is his wife.

He is her husband.

130    

اون شیر رو که چکه می­کنه تعمیر کن

Fix the leaky faucet.

Leaky = چکه کننده   faucet = شیرآب

131    

اون فهمید که واقعا به بازیگری علاقه داره

(مهندسی – پزشکی و ...)

She discovered she really liked acting

(engineering – medicine, …)

132    

اون قهوه ریخت رو تمام کتابم

She spilled coffee all over my book.

133    

اون کیه اونجا که یک لیوان نوشیدنی دستشه؟

Who is that over there holding a drink?

134    

اون لنز می­ذاره (لنز می­پوشه)

She wears contact lenses.

135    

اون مرد کیه کنار پدرت نشسته؟

Who is the man sitting next to your father?

136    

اون موهای قهوه­ای تیره دارد. (موهاش قهوه­ای تیره­ست)

 اونا همشون خانوادگی موهاشون قهوه­ای تیره­ست.

He has dark brown hair.

They all have dark brown hair in their family.

137    

اون میدونه که چگونه دل ما رو ببره

He knows how to win our hearts.

How to = چگونه باید، که چگونه

138    

اون نسبتا قد بلنده با موهای قرمز

(نسبتا به سمت مثبت pretty)

He is pretty tall with red hair.

Pretty = زیبا، خیلی، نسبتا، تا حدودی

139    

اون وقتها صبح زود از خواب بیدار میشدیم و در امتداد ساحل پیاده روی میکردیم

We used to get up early and walk along the beach.

Early = early in the morning

Used to = عادت در گذشته

140    

اون یک قطعه جواهر گرانبها در پارک پیدا کرد

She found a valuable piece of jewelry in the park.

141    

اونا تمام هزینه­ها رو میپردازن

They pay for all expenses.

142    

اونا کارت دعوت عروسی فرستادن

They sent wedding announcements.

Announcement = اطلاعیه

143    

اونجا بزرگ شدی؟

Did you grow up there?

144    

اونها اجازه ندارند در منطقه تجاری شهر

اتومبیلهاشون رو بیارند

(محدوده ترافیک)

They are never allowed to drive into the business district.

145    

اونها تمام شب رو بیدار میمونند

They stay up all night.

Stay up = بیدار ماندن

146    

اونها در ژاپن ین استفاده میکنند

They use the Yen in Japan.

147    

اونها در سمت چپ میرونند

یا در راست؟

Do they drive on the left or the right?

Left = چپ، گذشته و اسم مفعول leave

148    

اهل کجای ایرانی؟

Where in Iran are you from?

Am, is, are + from = اهل جایی بودن

149    

این اطراف تلفن عمومی هست؟

Is there a pay phone around here?

150    

این با اون در

Tit for tat

151    

این بزرگترین سازه­ای است که تا به حال ساخته شده

It is the largest structure ever built.

152    

این بهت کمک می­کنه چیزهای جدید یاد بگیری

It helps you learn new things.

153    

این جارو برقی باز چه مشکلی پیدا کرده؟

What is wrong with this vacuum cleaner again?!

154    

این چک رو درست حساب نکردی؟

You didn’t correctly add up this check.

Add up = جمع زدن، حساب کردن

Check = کنترل، چک، کیش شطرنج

155    

این درست همان است که دنبالش می گشتم.

This is Just what I was looking for.

156    

این دستور پخت سوپ جوجه است

This recipe is for chicken soup.

157    

این ساختمان ده طبقه است (ده طبقه دارد)

بهتره با آسانسور برویم

This building has ten floors

We had better take the elevator

158    

این شلوار الان مده؟

Are these pants in style now?

159    

این عکس عروسی شماست؟

Is this your wedding photo?

160    

این کار پول خوبی توشه, قبوله؟

بزن قدش (یعنی منم هستم)

The job pays well. Is it ok?

Give me five!           (job=عامیانه دزدی)

161    

این کت و این پیراهن 100000 تومان برایم آب خورده

This jacket and this shirt cost me over one hundred thousand RIALS.

162    

این کلاه ازمد افتاده؟

Is this hat out of style now?

163    

این گردنبند چنده؟

چونه نزن قیمتش معقوله (منصفانه است)

How much is this necklace?

Don’t haggle, the price is reasonable.

164    

این گوشواره­ها چنده؟

(چیزهای جفت را با are می­آورند)

How much are these earrings?

165    

این لامپها برق کمتری مصرف می­کنند

These light bulbs use less energy.

Bulb = حباب، لامپ

Light = سبک، چراغ، نور، برق

166    

این مال کیه؟ این آبیه مال کیه؟

Whose  جای مالک مینشیند

Whose is this? Whose is this one? Whose is this blue one?

167    

این می­تونه باعث مرگ بشه

(یعنی خیلی خطرناکه)

It can cause death.

168    

این نزدیکیها استخر سرپوشیده هست؟

Is there an indoor swimming pool nearby?

169    

این هفته فقط یکبار خونه رو تمیز کردم.

I’ve cleaned the house only once this week.

170    

این همان چیزی است که می­خواستم

این آن چیزی نیست که می­خواستم

That is what I want.

That is not what I want.

171    

این یک فیلم هیجان­انگیز است که

تام کروز در اون هنرنمایی میکنه

It’s a thriller that stars Tom Cruise.

Thriller = فیلم ترسناک

172    

این، اعتماد به نفس میاره

It builds confidence.

173    

اینجا هوا آفتابی است.

آنجا هوا ابری است.

هوا امروزه آلوده است.

It’s sunny here.

It’s cloudy there

The air is dirty today.

174    

اینقدر به من نگو چکار کنم، چکار نکنم

به من نگو چکار کنم

Stop telling me what to do.

Don’t tell me what to do.

175    

اینقدر به من نگو چکار کنم، چه کار نکنم. (دستور نده)

بعد از stop فعل ing دار

Stop telling me what to do.

176    

اینقدر ننشین پای تلویزیون

Don’t be couch potato.

Couch=تخت، کاناپه

potato=سیب زمینی

177    

اینها عکسهای بچگی شماست؟

Are these pictures of you when you were a kid?

178    

با کی داری صحبت می­کنی

با کی داشتی صحبت می­کردی

Who are you talking to?

Who were you talking to?

179    

بابا، ما را به یک رستوران می­بری؟

Do you take us to a restaurant, dad?

180    

باز رختخوابت را خیس کردی؟

باز خودت را خیس کردی؟

Did you wet your bed again?

Did you wet yourself again?





نوع مطلب : دانشگاهی، خانه ی زبان انگلیسی، دانشگاه آزاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 مرداد 1396 10:16 ب.ظ
It is not my first time to pay a quick visit this web site, i am browsing this web page dailly and get good information from here every
day.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • رتبه وبلاگ در ایران : 154